![]() |
![]() |
|
| اینجاهیچ نشانی از ادمیت نیست.... |
|
بدم میاد ازاونایی که میخوان برا من کلاس بزارن
بدم میاد ازاونایی که میخوان هی سطح فرهنگشون رو به رخ من بکشن بدم میاد از خایمالی این و اون کردن برا رسیدن به چیزی که حق خودم هست اره من ادم بی شعور،پست،کثیف،بی فرهنگ،دهاتی اصلا هر اشغالی که فکر میکنید هستم من همینم......... زورم میگره وقتی یه عده تازه به دوران رسیده بخوان سطح فرهنگشون رو به رخ من بکشن ببخشید.معذرت میخوام ازهمتون ممنونم که بنده حقیروتابه الان تحمل کردید ازرها،گرمازده،مغالیق،کبوترجان،یارامروز،از همتون ممنونم از نفسم ممنونم که منو تنها نذاشتی پایدارباشید یاعلی یاحق |
|
+ نوشته شده در
شنبه 28 بهمن1385ساعت 15 توسط گل یا اتش |
|
|
بعضي وقتها به انسان بودنم هزاران افسوس مي خورم،به هنوز زنده بودنم،اخه من قراره کجاي دنيا رو فتح کنم.اره خدا مگه تو نميتونسي يه بنده ديگه اي جاي من بيافريني؟من که نه درست بندگي تو رو کردم نه برا اشرف مخلوقاتت مفيد بودم.
بعضي وقتها هيچ دليلي برا نفس کشيدنم ندارم.وقتي وسط يه خيابون مثل يه حيوون راه ميرم چرا يکي نمياد راحتم کنه ؟ بعضي وقتها دعا ميکنم کاشکي مرگ دست خودم بود.نه...نه...نه بعضي وقتها به ادم بونم شک ميکنم.نمي دونم وقتي يه مشت ادم ميبينم که فکر اينن که چه طوري وقتشون رو تباه کنن اهههههههههههه...... خدايا خيلي دوستت دارم اما اینا فقط بعضی وقتها هست!!!؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه 21 بهمن1385ساعت 13 توسط گل یا اتش |
|
|
دیگه نمی خوام تو این دنیای کثیفتون زندگی کنم
همش دروغ ریا ظلم... همش چیزایی که نیستن رو نشون میدن.دیگه هیچ دلبستگی به این ادم نماها ندارم.نمیخوام دیگه هیچ کس ببینم.کاشکی نمی دیدم ،نمی شنیدم،لال بودم.میخوام برم پیش خدا اونجا ادم های خوب زیادن .اونجادیگه هیچ کس نیست که دروغ بگه؟؟؟ اصلا من تغییر میدم: خواهی نشوی همرنگ رسوای جماعت شو نمی خوام مثل شما باشم.نمی خوام مثل شما زندگی کنم نمی خوام میفهمی چی میگم.......... نمی خوام |
|
+ نوشته شده در
شنبه 7 بهمن1385ساعت 6 توسط گل یا اتش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
خلقت من از ازل یک وصله نا جور بود
من به این خلقت راضی نبودم زور بود |
|
RSS
|