![]() |
![]() |
|
| اینجاهیچ نشانی از ادمیت نیست.... |
|
می گفت که تو تموم شبا ،ماه شب چهارده از همه قشنگترینه .چون هیچ وقت ماه شب اول رو ندیده بود
می گفت که غروب خورشید خیلی قشنگه چون موقع طلوع خورشید همیشه خواب بود ونتونست ببینه می گفت که برای من بهترین عشق ها عشق توست چون هیچ وقت عشق خدا رو درک نکرد می گفت که بد ترین روز زندگیم روز مرگ توست چون که موقع تولدم ندیده بود که با چه زوری منو به دنیا اوردند |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 6 آبان1386ساعت 13 توسط گل یا اتش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
خلقت من از ازل یک وصله نا جور بود
من به این خلقت راضی نبودم زور بود |
|
RSS
|